شعر عاشقانه شعر برای روزه مادر شعرعاشقانه
شعرعاشقانه شعرعاشقانه شعربرای روزه مادر شعرعاشقونه اشعارعاشقونه شعر عشقولانه
شعرهای عاشقانه اشعار عاشقانه عشقولانه شعر زیبا شعرنو شعر حب شعر عشق عاشقی
خانگی شش: مادر
به خانه می آیم
نامت بر لبانم
شکوفه می زند
دهانم شکوفه زار
امّا سکوت
تمام شکوفه ها را لگد کوب می کند
تو نیستی
و اتاق دهن کجی می کند
پرده ها
در رقصی هولناک
چهره به چهره می شوند
دیوارها
پا در آورده اند
درها
آهسته و ریز
می خندند
و دست هایم
می دوند
به سمت گوش هایم
ادامه شعر در ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه هشتم خرداد ۱۳۹۰ ساعت ۶:۲۵ ب.ظ توسط ميلاد
|