شعر عاشقانه

من سکوت خویش را گم کرده ام
لاجرم در این هیاهو گم شدم
من که خود افسانه میپرداختم
عاقبت افسانه ی مردم شدم

ای سکوت، ای مادر فریادها
ساز جانم از تو پر آوازه بود
تا در آغوش تو راهی داشتم
چون شراب کهنه شعرم تازه بود

در پناهت برگ و بار من شکفت
تو مرا بردی به شهر یادها
من ندیدم خوشتر از جادوی تو
ای سکوت ، ای مادر فریادها

گم شدم در این هیاهو ، گم شدم
تو کجایی تا بگیری داد من؟
و گر سکوت خویش را میداشتم
زندگی پر بود از فریاد من!

ترانه عاشقانه / شعر عاشقانه

سلام به همه دوستای خوبم این شعر عاشقانه رو تقدیم میکنم به همه دوستای گلم

امید ورام خوشتون بیاد منتظر نظرای خوبتون هستم . میلاد



زخمه دل

مهم نبودم واسه تو

جایی نداشتم تو دلت

بازیم دادی با قصه هات

از دل خود میبرمت

 

این زخم سنگین و بگو

چجوری تحمل کنم

می دونی عاشق تو ام

چجوری راحتت کنم

 

میخوام برم از زندگیت

من تورو راحت بذارم

زوری نگی دوست دارم

نگم به تو نیاز دارم

 

یه روزی به حرفای من

می رسی ولی دیر شده

اون روزی که تن منو

میبینی بی زیره گل شده

 

اون روز دیگه اشکای تو

درمون درد من که نیست

گریه نکن دیگه گلم

این دیگه حرف و قصه نیست


شاعر : میلاد جانمحمدی

او که رفت بایدمیرفت.

سلام به همه دوستای خوبم امید وارم حال همگی خوب باشه

لطفا تو نظرات بگین چه شعری دوست دارین تا بیشتر تو وب بذارم



شیارهای لاجوردی ذهن

ودهکده ی کلبه های جنگلی.

براده  های زنگ زده ی خواب من درحنجره ی واژگون کاغذ.

رویای جنگل.

پل شیشه ای کودکانه به بلوغ ارغوانی پنجره.

ظهورچشمهای نیلی خدادرآمیزش آسمان ودریا.

حس شعری مبهم.

شاعری که شعرهایش درمن آبستن شد.

اوکه رفت بایدمیرفت.

آن که رفت پیش خدامقدس رفت.

آن که رفت سوی عشق تازه تربیهوده رفت.

لایق نبود.

آن که دل بست به دریای چشمهای من دل به سراب بست

وچه تشنه.

آن که رودخانه ی قلبم رافهمیددریایی شد.

شبهای آغشته به الکل.

آرامبخش.

مخدر.

اوکه رفت بایدمیرفت.

هرچندبیهوده.

هرچندهرز.

بایدمیرفت.


او که رفت بایدمیرفت.نوشته شده توسط امین آزاد


شعر عاشقانه نو

شاعر

صبر خود را نشان بده شاعر

واژه را تو جان بده شاعر

لحظه ها با خود تماشاییست

شاهدی را بیان بده شاعر

یک غزل گو به طعم استغنا

تو به هضمش زمان بده شاعر

هر رباعی که می نویسم را

شب چه دادی همان بده شاعر

باتو میگویم ای فلانی گوش

یه قلم نردبان بده شاعر

دو قدم مانده تا طلیعه ی نور

طاقتم را امان بده شاعر

شرفت را قسم دو بیتی گو

که به نقدش اذان بده شاعر

کورم و درد من مداوا کن

عینکی بی امان بده شاعر

زدم آخر به سیم آخر من

اتصالی به آن بده شاعر

سعی کردم نشد به قافیه هیچ

به رحیقت توان بده شاع

شاعر : رضا رحیق

شعر عاشقانه

سلام به همگی دوستای خوبم عید سال 1391 رو به همگی تبریک میگم

یه شعر عاشقانه زیبا تقدیم میذارم تو وب امیدوارم خوشتون بیاد



دیریست

دیریست دلم گرفته باران

اشکم که ز غم سرشته باران

چندیست اسیر دست اویم

بر لوح دلم نوشته باران

باران دل من چو راز دارد

از او طلب نیاز دارد

آن ماه سفر کرده ی دیروز

مرغیست خموش و ناز دارد

باران به دلم غمی نشسته

من بال و پرم ولی شکسته

باران مه من چه حال دارد؟؟؟

این دل ز تو هم سوال دارد

شاعر : مرتضی صیادی

شعر های مرحوم فریدون مشیری

صدف


شنيده اي صد بار،


صداي دريا را .

***

سپرده اي بسيار،

به سبزه زارش، پروانه تماشا را .

نخوانده اي - شايد -

درين كتاب پريشان، حكايت ما را :

هميشه، در آغاز،

چو موج تازه نفس، پر خروش، در پرواز،

سرود شوق به لب، گرم مستي و آواز ...

***

سحر به بوسه خورشيد شعله ور گشتن !

شب، از جدائي مهر

به سوي ماه دويدن، فريب خوردن، باز،

دوباره برگشتن !

فرو نشستن ، برخاستن، در افتادن

دوباره جوشيدن

دوباره كوشيدن

تن از كشاكش گرداب ها به در بردن ،

هزار مرتبه با سر به سنگ غلتيدن،

همه تلاش براي رسيدن، آسودن،

رسيدني كه دهد دست،

بعد فرسودن !

هميشه در پايان،

به خود فرو رفتن. در عمق خويش. پاك شدن !

در آن صدف، كه تو « جان » خواندي اش ، گهر گشتن !

***

نه گوهري، كه شود زيوري زليخا را !

دلي به گونه خورشيد، گرم، روشن، پاك

كه جاودانه كند غرق نور دنيا را ...

***

اگر هنوز به اين بيكران نپيوستي

ز دست وامگذاري اميد فردا را!

شعر عاشقانه زیبا

سلام به دوستای خوبم امید وارم حال همگی خوب باشه

امروز شعر جدیدمو میذارم تو وبم امید وارم خوشتون بیاد

منتظر انتقاد و پیشنهاداتون هستم

این شعر عاشقانه تقدیم به همه دوستای خوبم



بیا عشقم تو بامن باش بذار از غم رها باشم

بخواب آروم تو آغوشم که من آسوده خاطر شم

نشستم گوشه ای آروم دلم به غم گرفتاره

نگو حالت رو میفهمم که دل به غم سزاواره

غروب عشق چه دلگیره شدیم پا بنده یک رویا

منو تو مال هم بودیم شکستیم رسم این دنیا

شکستن رسم هرکس نیست با این دنیا مدارا کن

اگر گفتم دوست دارم ببند چشم و تو حاشا کن



شاعر : میلاد جانمحمدی

شعر عاشقانه

تو رفته ای و من

هنوز هم هستم ؛

هنوز هم می نویسم ات .

هنوز

قطره

قطره

شب هایم را به خورشید کوک می زنم .

هنوز همان مترسک ام ،

همان که می میرد برای سفیدی کلاغ ها !

تو رفته ای

و من

هنوز هم بی مخاطب ام !! . . .

هنوز هم هنوز . . .

شعر عاشقانه


ابــرها را کـنار زده ام
منــتظرت

بـر پـشت بـام دلـم دراز کـشیـده ام
تـا لبـخـندت را
در آغـوش گـیـرم.
بیـا کـه آسمـان ِ سیـاهـم ستـاره زیـاد دیـده
مـاه کـم دارد
تـا بـدرخشد چـشمـانـم.

من خوش خیال ساده

من خوش خیال ساده
حالا با پای پیاده
دنبالت دارم می گردم
همسفر با شب و جاده
پرم از حسرت و خواهش
واسه یک لحظه نوازش
کوله بار غم رو دوشم
رهسپار شهر سازش
تو قامت سیاه شب
وقتی ستاره می میره
انگار می خواد بهم بگه
واسه رسیدن به تو دیره

اشعار میلاد جانمحمدی . شعر عاشقانه

سلام به همه دوستای عزیز امید وارم حاله همتون خوب باشه

ممنون از نظرای کارسازتون ممنون میشم راجع به این شعر جدید نظراتونو بدونم


    زمونه

کسی گفت دوست دارم باور نکن
                               برو تو پشت سرت نگاه نکن

نمیاد دمباله راحت حرفاشم دروغ محضه
                  نذار دستاتو بگیره نمون تو حتی یه لحظه

وقتی بگذره می بینی واسش ارزشی نداری
                  میگه میرم من از اینجا گلکم کاری نداری

برو خوش باش عشق اول توی قلبم موندگاری
           کاش میشد که من بدونم این روزا چه حالی داری

قصه عشق زمونه یه دروغه یه فریبه
                  عشق و کشتن توی قلبم برا من شده غریبه

دیگه مفهمومی نداره واسه من تو واژه نامه
                    معنی جدیدش اینه برای دلهامون یه دامه

                                   شعر : میلاد جان محمدی

اس ام اس عاشقانه

سلام به همه دوستای خوبم امیدوارم حاله همتون خوب باشه و موفق باشید




نعمت روی زمین قسمت پر رویان است

خون دل میخورد آنکس که حیایی دارد . . .

.

.

.

تو نبودی دل به دل راهی نداشت / از خیال عشق آگاهی نداشت

تو نباشی تا قیامت بی کسم / در تمام زندگی دلواپسم . . .

.

.

.

روزگار چون گرگ پیری پر بلاست / طعمه اش یاران خوب و با وفاست

دوری از یاران مکن ای با وفا / گرگ دوران در کف این لحظه هاست . . .


برای خوندن همه اس ام اس ها برید ادامه مطلب ممنون میشم نظر بدید


ادامه نوشته

شعر عاشقانه شعر های عاشقانه



همیشه اولین و آخرین کلام شعرهایم تو بوده ای
همیشه برایم به معنای واقعی یک عشق بوده ای
گرچه گهگاهی از تو بی وفایی دیده ام اما همیشه برایم باوفا بوده ای
گرچه دلم را میشکنی و اشکم را در می آوری اما تو همیشه برایم یک دنیا بوده ای
صدای آهنگ عشق برایم غم انگیز است ، اما همیشه آن را گوش میکنم
گاهی شنیدن حرفهایت برایم تلخ است ، اما دائم پیش خودم تکرار میکنم
اگر روزی نباشی در کنارم ، برای من همیشه هستی
روزی اگر بروی ، در قلبم همیشه خواهی ماند
اینجا که هستم پر از دلتنگیست، حس نبودنت در کنارم خاطرم را پریشان کرده
اما حس بودنت در قلبم دلتنگی و غم دوری ات را انکار کرده
گاهی وقتی به دوری می اندیشم قلبم میلرزد، نکند که از من سرد شوی، نکند که با کسی دیگر همنشین شوی ، نکند که ما را فراموش کنی و عاشق کسی دیگر شوی…
نباید بیش از این خودم را با این فکرها برنجانم ،عشق خودش پر از درد و رنج است!
خلاصه این را بگویم برایت ، هر زمان که بخواهی میشوم فدایت
اگر تنهایم بگذاری باز هم مینشینم به پایت
همیشه اولین و آخرین کلام شعرهایم تو بوده ای ، میخواهم این شعر اولینش تو باشی و آخرین نداشته باشد
همچنان ادامه داشته باشد….

متن ترانه عاشقانه( خواننده محمد رضا عیوضی)



سلام به همه دوستای خوبم امید وارم خوب باشید و حاله همتون خوب باشه

شعر عاشقانه



متن ترانه عاشقانه( خواننده محمد رضا عیوضی)

تو صداي گريه هامي توي فرياد شبونه
رفتني شكل يه پرواز از تو مونده اين نشونه
مثل غربت مي موني تو، تو يه انتظار خسته
مثل پاييز كه رو چشمام دراي بهارو بسته
عكس بي قاب نگاهم تو دل آينه مرده
قلب آيينه شكسته من و از ياد تو برده
شب پاشيدن از خود شب از گريه شكستن
وقت بيداد يه فرياد شب خالي تو با من


شعر عاشقانه

سلام به همه دوستای خوبم خسته نباشید 

امید وارم حاله همتون خوب باشه و از شعرای وب

استفاده کنید ممنون از این همه لطفی که در حق من دارید

تو این پست یه شعر عاشقانه زیبا تقدیم می کنم به همتون




شاعری دیدم که نامش غصه بود

روزو شب را در کلامش گفته بود

در میان خستگی ها خفته بود

شاعری دیدم که با اشک خنده کرد

ناله ها هم از خدا و بنده کرد

غصه و زخم دلش را ناله کرد

گفت خوبم گرچه او اندوه داشت

شاعری دیدم که دستش بسته بود

سالها از ناله هایش گفته بود

هر چه را میدید از دل می نوشت

گاه با احساس می گفت از بهار

وقت پاییز زرد می شد همچو برگ

شاعری دیدم که جانش خسته بود

از شکایت ها دلش آکنده بود

او که درمان غمش را می نوشت

او نمی دانست ز دست سرنوشت

شاعری دیدم که دیگر رفته بود

                                   شاعر : احمد البرز                  


  

شعر عاشقانه

سلام به همه دوستای خوبم خسته نباشی

ممنون از نظرای خوبتون واقعا دارم از دست میرم ؟؟؟؟؟

خودم خبر نداشتما چه نظرای توپی به به

دوستای گلم که پرسیدن میشه شعر بفرستیم

آره بفرستید تا استفاده کنم ممنون میشم از لطفتون



اینم یه  شعر از فریدون مشیری تقدیم به همتون



آسمان کبود

بهارم دخترم از خواب برخيز

شكر خندي  بزن و شوري برانگيز

گل اقبال من اي غنچه ي  ناز

بهار آمد تو هم با او بياميز

***

بهارم دخترم آغوش واكن

كه از هر گوشه،  گل آغوش وا كرد

زمستان ملال انگيز بگذشت

بهاران خنده بر لب آشنا كرد

***

بهارم، دخترم، صحرا هياهوست

چمن زير پر و بال پرستوست

كبد آسمان همرنگ درياست

كبود چشم تو زيبا تر از اوست

***

بهارم، دخترم، نوروز آمد

تبسم بر رخ مردم كند گل

تماشا كن تبسم هاي او را

تبسم كن كه خود را گم كند گل

***

بهارم، دخترم، دست طبيعت

اگر از ابرها گوهر ببارد

و گر از هر گلش جوشد بهاري

بهاري از تو زيبا تر نيارد

***

بهارم، دخترم، چون خنده ي صبح

اميدي مي دمد در خنده تو

به چشم خويشتن مي بينم از دور

بهار دلكش آينده ي تو !

شعر كوتاه عاشقانه شعر عاشقانه کوتاه عاشقانه شعر

سلام به همه دوستاي خوبم خسته نباشيد قالب وب عوض كردم اگه خوشتون مياد

بگين تا همين قالب رو وب بمونه يا اگه خوب نيست بگيد عوضش كنم

به نظرم همون قبلي خوب بود ولي بعضي از كاربرا خوششون نميومد


عشق عاشقی به دوست شعر عاشقانه اشعار عاشقونه شعر هاي زيبا متن عاشقانه

چشمک بزن چراغ  ِ خیابان  ِ عاشقی !

در بهت ِ  چشم  ِمرغ  ِغزلخوان ِ عاشقی

 

شاید بهار هم  ، شبی از دوردست  ِخویش

تن در دهد به سوز ِ زمستان  ِ عاشقی

 

قدری بخند در شب دلگیر ِ  چشم من

برقی بزن ستاره ی خندان عاشقی !

 

عیسی بیا که وقت دمیدن رسیده است

بر پیکر ِ  الهه ی بی جان عاشقی

 

اینجا نشسته ام و تنم شسته می شود

با بغض های ابر ِ  بهاران ِ عاشقی

 

گاهی نظر به چشم  ِ پر از شور ِ زندگیت

گاهی به سوی قبر ِ شهیدان ِ  عاشقی

 

در خواب ِ  گریه های خودم غرق  می شوم

این رعد و برق هرشب و باران  ِ عاشقی

 

ای کاش بعد  ِ مـُردن  ِ من  ، دوستان  ِمن

دفنم کنند در غزلستان  ِ عاشقی

مطلب کوتاه عاشقانه متن عاشقانه اشعار عاشقونه شعر عاشقونه

يه روز دل تصميم ميگيره سنگ شه تا ديگه عاشق نشه

ميره سنگ ميشه قاطيه سنگا ميشه اونجا هم عاشق يه سنگ ميشه


 -----------------

خنده ادما از دل خوشي نيست گاهي شكستن دل كمتر از ادم كشي نيست

 -----------------

اگر دنيايه ما دنيايه سنگ است بدان سنگيني سنگ هم قشنگ است

 
-------------------
زندگی یعنی چکیدن همچو شمع از گرمی عشق

زندگی یعنی لطافت ٬ گم شدن در نرمی عشق

 
----------------------
دارم هوای  گریه ٬ از  شادی  وصالش

شکر  خدای  رحمن  ٬  از  لطف  بی  مثالش

 اشکم زشورو شوق است ٬ دیگرزغصه ام نیست

غم را  کجا  توان  دید ٬ با  دیدن جمالش

 همای خوش سعادت ٬ بر  شانه ام  نشسته

از شکر این پرنده ٬ بوسم من هر دو بالش

 یارم چه هدیه خواهد ٬ جانم که قابلی نیست

قربان  روی ماهش  ٬  قربان  خط  و خالش

 از عشق می نویسم ٬ چون او ز عشق گوید

لطف  است  و مهربانی  ٬  مصداق هر کلامش

 گر خواهشی نماید ٬ با جان و  دل پذیرم

من  تا به آخر  عمر  ٬  جانم  کنم  غلامش

 با  بودن  نگارم ٬ شادم   همیشه  اما

دارم  هوای   گریه  ٬  از  شادی  وصالش

عشق یعنی دیوانگی شعر عشق یعنی

 

عشق يعني مستي و ديوانگي

عشق يعني با جهان بيگانگي

عشق يعني شب نخفتن تا سحر

عشق يعني سجده ها با چشم تر

عشق يعني سر به دار آويختن

عشق يعني اشك حسرت ريختن

عشق يعني سوختن و ساختن

عشق يعني زندگي را باختن

عشق يعني ديده بر در دوختن

عشق يعني در فراقش سوختن

عشق يعني انتظار و انتظار

عشق يعني هر چه بيني عكس يار

عشق يعني شاعري دل سوخته

عشق يعني آتشي افروخته

عشق يعني با گلي گفتن سخن

عشق يعني خون لاله بر چمن

عشق يعني يك تيمم يك نماز

عشق يعني عالمي راز و نياز

عشق يعني يك شقايق غرق خون

عشق يعني درد و محنت در درون

عشق يعني قطره و دريا شدن

عشق يعني همچو من شيدا شدن

عشق يعني قطعه شعر ناتمام

عشق يعني بهترين حسن ختام

 

شعر عاشقانه شعر زيباي عاشقانه

ز تو چون گریزم ای جان که توام امید جانی

تو چو خون گرم عشقی که به رگ رگم روانی

وگرم به لب رسد جان غم عشق تو نگویم

تو چو راز سر به مهری همه در دلم نهانی

منم آن زمین غمزا که ز چشم ها فتادم

بتو چون امید بندم که بلند آسمانی

منم آن درخت حرمان که خزان رسیده برآن

تو کنون درین گلستان چو بهار بی خزانی

چه غم ار ستاره من همه در غروب عشق است

که بر آسمان شعرم تو طلوع جاودانی

بجز از غزل چه سازم به تو ای غزال عشقم

بتو جز سرود مهرم بدهم چه ارمغانی!

 ---------------------------------------

 

سخن از بي سخني است
سخني نيست درين عصر سياه
سخني نيست كه نيست!
سخني نيست

سخنان رابط گوشند و دهن
جيوه در گوش همه ريخته اند
هيچكس نيست درين جنگل زرد
سبزه اي نيست درين كوچه كر
مرده ها بر سرگور خود شان مي رقصند

واي بر من!
تو نميداني من،
تا چه حد از همه نفرت دارم!
چون كه من
اين من تا اين حد كور،

سالها،...
سالها دوستشان داشته ام!

شعر عاشقانه شعر کوتاه عاشقانه

به نام خدا

 

 

 

 

ازم پرسيد منو بيشتر دوست داري يا زندگيتو * خوب منم راستشو

 

 گفتم و گفتم زندگيمو * نپرسيد چرا ! گريه کردو رفت *

 

اما نمي دونست که زندگيم اون

..................

هفت شهر عشق
شهر اول : نگاه و دلربايي
شهر دوم : ديدار و آشنايي
شهر سوم : روزهاي شيرين و طلايي
شهر چهارم : بهانه، فکر ،جدايي
شهر پنجم : بي وفايي و بی خیالی
شهر ششم : دوري و بي اعتنايي
شهر هفتم : اشک،آه،تنهايي

................

شعرکوتاه عاشقانه پیامک عشقی