شعر عاشقانه
سلام خوبین بعد چند وقت دوباره برگشتم با شعر جدید خودم ممنون از نظرای خوبتون دوستون دارم
برا همتون آرزوی موفقیت میکنم عکس تو دفترم زیاد کشیدم بازم بزارم ؟
برا همتون آرزوی بهترین هارو دارم
می دونی نگاه سردم روی کوه ها خونه کرده صدای تو ام قشنگه توی قلبم لونه کرده
از اینجا خسته شدم من ولی خوب پایان نداره می دونی بردنت از یاد واسه من امکان نداره
اون روزه آخری بودش کا نگام نگاتو می خواست من می گفتم دست سردم گرمیه دستاتو میخواست
ای قشنگ نازنینم بهترین گله زمینم من همینم من همینم تنهاترین مرد زمینم
می گن که بردنم از یاد واسه تو آرزو بوده وقتی که حرف میزدیم ما تو بهم گفتی دروغه
تو میگی به پام میمونی منتظر به رام میمونی باشه خوب گلم قبوله منتظر باش تا یه روزی
که پیشه تو برمیگردم با همین نگاه سردم که بگم دوست دارم من نازنینم پره دردم
شاعر:میلاد جانمحمدی
شعراشونو میزارم تو وب با اسم خودشون