شعر عاشقانه
شعر عاشقانه
رفتــــــه ای

در دورترین نقطه ی حوصله نشسته ای

دیگرفرقی نمیکند

باران ببارد / نبارد

گنجشک احساسم آواز بخوانــد/نخوانـــد

حالا دیگر فاصله یبین نگاه مــن و تــو

ناچــــیزاست ...

چیزی شبیـه دیدار مـــاه با خورشیـــد...

برچسب‌ها: شعر کوتاه عاشقانه, شعر عاشقانه, شعرعاشقانه, عاشقانه, مطالب عاشقانه
سه شنبه هفدهم تیر 1393 | 2:41 بعد از ظهر | ميلاد |


هنوز هم مرا به جان “تو” قسم مى دهند …
مى بینى؛ تنها من نیستم که رفتنت را باور نمى کنم…!!
--------------


برچسب‌ها: عکس عاشقانه, متن عاشقانه, شعر عاشقانه, شعر های کوتاه عاشقانه, شعر کوتاه عاشقانه
یکشنبه دوازدهم خرداد 1392 | 1:35 بعد از ظهر | ميلاد |


یـــکی از همیـــــــن روزهــــــــــا

بایـــد خدا را صدا بــــــــــزنم

یک میــــــــز دو نفــــــــره

دو صنـــــــــدلــی

یــــــــکی مـــــــن

یـــــــــکی خــــــدا

حــــــرف نمـــــــیزنم

نـــــــگاهم کافیــــــست

میـــــــــدانم

برایـــــــــم اشــــــــک می ریــــــــزد!!

------------------------------------

قهوه ای تلخ بدون فال

نخی سیگار بدون آتش

موســـیقی بدون ترانه

شــاعری بدون شــعر

و من پشت میزی دو نفره بدون تو...

فرقی بین ما نیست...

همگی ما چیزی کم داریم!

-----------------

تمام شد...

این هم از "خیالت"

بردار و برو...

شاید باز بخواهی به کسی "هدیه اش" بدهی...
سال دیگریست امسال!!

-------------------

در آغوشـم کــ‌ه می گـیــری

آنقد‌ر آرام مـی‌شــــوم

که فـرامــوش می کــــنـم

بـایـد نفـس بــکـشـــم





برچسب‌ها: شعر کوتاه, مطالب عاشقانه, مطلب کوتاه, شعر کوتاه عاشقانه
یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1392 | 8:52 بعد از ظهر | ميلاد |

تنهایی یعنی : ذهنم پر از تو و خالی از دیگران است , اما کنارم خالی از تو و پر از دیگران است !



من بودم ، تو و یک عالمه حرف

و ترازویی که سهم تو را از شعرهایم نشان می داد !

کاش بودی و می فهمیدی وقت دلتنگی ، یک آه چقدر وزن دارد



عصاره ی تمام مهربانی ها را می گیرم

و از آن فرشته ای می سازم همچون “خودت”




تمام مزرعه کافر صدایش می زدند

گل آفتابگردان کوچکی که عاشق باران شده بود



در نگاهت چیزیست که نمیدانم چیست ؟

مثل آرامش بعد از یک غم ، مثل پیدا شدن یک لبخند

مثل بوی نم بعد از باران ، در نگاهت چیزیست که نمیدانم چیست ؟

من به آن محتاجم !




دل اگر بستی ، محکم نبند ، مراقب باش گره کور نزنی ، او میرود ، تو میمانی و یک گره کور



برچسب‌ها: شعر کوتاه عاشقانه, اسمس عاشقانه, اس ام اس عاشقانه, شعر برای اسمس, شعر عاشقانه
دوشنبه چهارم اردیبهشت 1391 | 5:10 بعد از ظهر | ميلاد |

شعر عاشقانه


فهمیده ام از چه بود ناوک هایت
آن عشوه ناز تو پاتک هایت
معلوم شد از عشق نبوده کاری
از طرز نگاهت و پیامک هایت

پیامک تنهایی

بی تو هر روز بهارم چو شب پاییز است
بی تو اشکان دو چشمم ز مژه لبریز است
بی تو حتی خوشترین لحظه برایم کابوس
لحظه تحویل سال نو ملال انگیز است


برچسب‌ها: پیامک تنهایی سال نو, شعر تنهایی, پیامک غم, شعر خیلی کوتاه برای اسمس
سه شنبه یکم فروردین 1391 | 9:19 بعد از ظهر | ميلاد |

سلام به همگی دوستای خوبم امروز یه شعر در مورده عید نوروز نوشتم

تقدیم میکنم به همگی امید وارم خوشتون بیاد منتظر نظراتون هستم





سال نو


سالی در راه است

سالی پر برکت

سالی که اگر خواهی

نیست در آن حسرت

برف ها آب شدند

غصه ها از ما دور

یک دل خوش دارم

که شده سنگ صبور

تو در این خانه تکانی بتکان

هر چه از درد حکایت میکرد

بگذار پاک شوی از غم ها

خالی شوی از دوده ی درد


شاعر : میلاد جانمحمدی





برچسب‌ها: شعر سال نو, اشعار سال نو, شعر عاشقانه, شعر زیبای عاشقانه, شعر عاشقانه عید نوروز
دوشنبه بیست و نهم اسفند 1390 | 1:53 بعد از ظهر | ميلاد |

سلام به همه دوستای خوبم امید وارم حال همگی خوب باشه

یک شعر عاشقانه مربوط سال نو گذاشتم تو وب امید وارم خوشتون بیاد

منتظر انتقاد و پیشنهاد هاتون هستم



تفال

می خوام یه فالی بگیرم 

خدا کنه که خوب باشه

یه فال حافظ بگیرم 

دعا کنین بد نباشه

به من بگو حافظ خوب

فالم بده یا خیلی خوب

حافظ به من گفت ای عزیز

غم هاتو بیرون بریز

برو به دنباله دلت

حل میشه امسال مشکلت

شاعر : پروانه محمدی


برچسب‌ها: شعر عاشقانه عید نوروز, شعر عید سال نو, شعر کوتاه عاشقانه, شعر عاشقانه زیبا
شنبه بیست و هفتم اسفند 1390 | 7:40 بعد از ظهر | ميلاد |

سلام به همگی دوستای خوبم عید سال 1391 رو به همگی تبریک میگم

یه شعر عاشقانه زیبا تقدیم میذارم تو وب امیدوارم خوشتون بیاد



دیریست

دیریست دلم گرفته باران

اشکم که ز غم سرشته باران

چندیست اسیر دست اویم

بر لوح دلم نوشته باران

باران دل من چو راز دارد

از او طلب نیاز دارد

آن ماه سفر کرده ی دیروز

مرغیست خموش و ناز دارد

باران به دلم غمی نشسته

من بال و پرم ولی شکسته

باران مه من چه حال دارد؟؟؟

این دل ز تو هم سوال دارد

شاعر : مرتضی صیادی


برچسب‌ها: شعر عاشقانه, شعر دیریست مرتضی صیادی, شعر عاشقانه زیبا, شعر های عاشقانه, شعر کوتاه عاشقانه
جمعه بیست و ششم اسفند 1390 | 2:17 قبل از ظهر | ميلاد |

سلام به همگی امید وارم حال همتون خوب باشه

حرفی نیست مستقیم میرم سره اصل مطلب . . .




انتقام

در میان

گیسوان خوشبختی

پرسه می زد.

غافل از بیغوله ای

که با حسرت

دست به خدا آویخته

تا شفاعت کند

آبروی مسخ شده اش را

و انتقام بگیرد

و ازدحام این همه فاصله

عاقبت غرور را

بایک سیب . گناه

از پلکان بهشت

سرازیر می کند

و خاک مسموم از انسان

می شود .....

شاعر : ژیان درویشی از سردشت

برچسب‌ها: شعر انتقام ژیان درویشی, شعر انتقام, شعر جدید, شعر خداحافظی, شعر عاشقانه
یکشنبه چهاردهم اسفند 1390 | 10:56 بعد از ظهر | ميلاد |

سلام به همه دوستای خوبم عید رو پیشاپیش به همتون تبریک میگم

امید وارم سال خوبی رو پیش رو داسته باشین

دوستای عزیز تو این روزا به این سالی که داره تمام میشه

یکم فکر کنید. ببینید چقد پیشرفت داشتین؟

چقد ضرر کردین؟ بیشتر از این حرف نمیزنم

منتظر انتقاد و پیشنهاد های خوبتون هستم





باران من

ای تو زیبای مهربان من

ای تو روح من . ای همه جان من

ای تک نشان بی نشان من

بی تو من همیشه تاریکم

کجایی روشنای آسمان من

بی تو من تا ابد یک کویرم

خورشید من دریای من باران من

سراغی بگیر از دلم

ای تو آغاز من ای تو پایان من

شاعر : شبنم مصطفایی

الهام گرفته از شعر قیصر امین پور

برچسب‌ها: شعر عاشقانه شاد, شعر عاشقانه زیبا, شعر عاشقانه, شعرعاشقانه, شعر های عاشقانه جدید
شنبه سیزدهم اسفند 1390 | 12:17 بعد از ظهر | ميلاد |

سلام به همه دوستای خوبم امیدوارم حال همگی خوب باشه

دنبال یه سری مطلب واسه عید نوروز می گردم خوشحال میشم

کمکم کنید .

در ضمن خوشحال میشم نظرای خوبتونو راجع به وب بدونم

و اگه ایرادی تو کارم هست بگید زودتر رفعش کنم

---------------------------------------------------------------------------------------

امروز یه شعر زیبا از خانوم مرضیه اسکندری میذارم تو وب

امید وارم خوشتون بیاد


مهربان ترین

ای چشم های آبی تو . آسمانی ترین

با من همیشه باش ولی همیشه مهربان ترین

پشتم خمید از غم آن قامت بلند

یعنی شده به شوق رسیدن . کمان ترین

لالم میان این همه آدم به شوق تو

پنداشتی که من شدم ام بی زبان ترین ؟

هرچند ای عزیز تو یادم نمی کنی

هستی ولی میان دلم . جاودانترین

ای خوب تر ز خاطره های قشنگ من

هستی چرا به عاشقی ام بد گمان ترین

بسیار بی قرارم و بسیار نا توان

حالا بدان مرا ز غمت ناتوان ترین

شاعر : مرضیه اسکندری


برچسب‌ها: شعر عاشقانه, شعر عاشقانه زیبا, شعرعاشقانه, شعر عاشقونه, شعر مرضیه اسکندری
سه شنبه نهم اسفند 1390 | 12:29 بعد از ظهر | ميلاد |

تنهایی بد دردیه

جدایی بد رسمیه

نامردی بد کاریه

عشق فقط حرفیه


-----------------------------------

چشمهایی خیس عشق

یک سبد ترانه

یک بغل غزل برای زندگی

این تمام حاصلم برای توست

شوقی دارم از هوای تو لطیف

حسی دارم از تبسم تو خوب...

این تمام باورم برای توست

ناخدا ترین خدای قلب من

ساحلم به نام توست !!!


برچسب‌ها: شعر عاشقانه, شعرعاشقانه, شعرعاشقی, اسمس عاشقانه, پیامک شعری عاشقانه
پنجشنبه بیستم بهمن 1390 | 2:4 بعد از ظهر | ميلاد |


ابــرها را کـنار زده ام
منــتظرت

بـر پـشت بـام دلـم دراز کـشیـده ام
تـا لبـخـندت را
در آغـوش گـیـرم.
بیـا کـه آسمـان ِ سیـاهـم ستـاره زیـاد دیـده
مـاه کـم دارد
تـا بـدرخشد چـشمـانـم.

برچسب‌ها: شعر عاشقانه, شعر های عاشقانه, شعر زیبای کوتاه عاشقانه
پنجشنبه بیستم بهمن 1390 | 2:1 بعد از ظهر | ميلاد |

این بار که از زیر داربست انگور و ماه

برمی گردی

دستمالی بیاور

هیچ می دانستی

مهربانی ام دارد خاک می خورد؟

یا هیچ می دانستی

دوستت که دارم

زیباتری؟


برچسب‌ها: شعر عاشقانه, شعرعاشقانه, شعر عاشقی, شعر کوتاه
پنجشنبه بیستم بهمن 1390 | 1:59 بعد از ظهر | ميلاد |



همیشه اولین و آخرین کلام شعرهایم تو بوده ای
همیشه برایم به معنای واقعی یک عشق بوده ای
گرچه گهگاهی از تو بی وفایی دیده ام اما همیشه برایم باوفا بوده ای
گرچه دلم را میشکنی و اشکم را در می آوری اما تو همیشه برایم یک دنیا بوده ای
صدای آهنگ عشق برایم غم انگیز است ، اما همیشه آن را گوش میکنم
گاهی شنیدن حرفهایت برایم تلخ است ، اما دائم پیش خودم تکرار میکنم
اگر روزی نباشی در کنارم ، برای من همیشه هستی
روزی اگر بروی ، در قلبم همیشه خواهی ماند
اینجا که هستم پر از دلتنگیست، حس نبودنت در کنارم خاطرم را پریشان کرده
اما حس بودنت در قلبم دلتنگی و غم دوری ات را انکار کرده
گاهی وقتی به دوری می اندیشم قلبم میلرزد، نکند که از من سرد شوی، نکند که با کسی دیگر همنشین شوی ، نکند که ما را فراموش کنی و عاشق کسی دیگر شوی…
نباید بیش از این خودم را با این فکرها برنجانم ،عشق خودش پر از درد و رنج است!
خلاصه این را بگویم برایت ، هر زمان که بخواهی میشوم فدایت
اگر تنهایم بگذاری باز هم مینشینم به پایت
همیشه اولین و آخرین کلام شعرهایم تو بوده ای ، میخواهم این شعر اولینش تو باشی و آخرین نداشته باشد
همچنان ادامه داشته باشد….

برچسب‌ها: شعر زیبای عاشقانه, شعر های عاشقانه, شعر کوتاه عاشقانه, متن ترانه عاشقانه, شعر عاشقانه
چهارشنبه بیست و پنجم خرداد 1390 | 0:45 قبل از ظهر | ميلاد |




حسرت همیشگی قیصر امین پور

حرفهاي ما هنوز ناتمام...

تا نگاه مي کني

وقت رفتن است

بازهم همان حکايت هميشگي !

پيش از آنکه با خبر شوي

لحظه ي عظيمت تو ناگزير مي شود

ای دریغ و حسرت همیشگی ...

ناگهان

چقدر زود

دير مي شود!

                            قیصر امین پور



برچسب‌ها: شعرکوتاه عاشقانه, اشعار کوتاه عاشقانه, شعر عاشقانه کوتاه, شعرعاشقانه قیصر امین پور
یکشنبه پانزدهم خرداد 1390 | 8:27 بعد از ظهر | ميلاد |

شعر کوتاه عاشقانه اشعار کوتاه عاشقانه

-----------------------------------------------------------

من اینجا بس دلم تنگ است  . . . . .


من اینجا بس دلم تنگ است

و هر سازی که می بینم بد آهنگ است...

بیا ره توشه برداریم

قدم در راه بی برگشت بگذاریم

ببینیم آسمان هر کجا آیا همین رنگ است...




برچسب‌ها: شعرکوتاه عاشقانه, اشعار کوتاه عاشقانه, شعر عاشقانه کوتاه, شعر کوتاه عاشقانه, شعرعاشقانه
یکشنبه پانزدهم خرداد 1390 | 8:21 بعد از ظهر | ميلاد |


تو از دردی كه افتادست بر جانم چه می دانی؟
دلم تنها تو را دارد ولی با او نمی مانی
تمام سعی تو كتمان عشقت بود در حالی
كه از چشمان مستت خوانده بودم راز پنهانی
فقط يك لحظه آری با نگاهی اتفاق افتاد
چرا عاقل كند كاری كه بازآرد پشيمانی؟



برچسب‌ها: شعرکوتاه عاشقانه, اشعار کوتاه عاشقانه, شعرهای عاشقانه, شعر عاشقونه, شعر, شعرعاشقانه
پنجشنبه دوازدهم خرداد 1390 | 6:22 بعد از ظهر | ميلاد |


آمدي وه كه چه مشتاق و پريشان بودم
تا برفتي ز برم صورت بي جان بودم
نه فراموشيم از ذكر تو خاموشي بود
كه در انديشه اوصاف تو حيران بودم
بي تو در دامن گلزار نخفتم يك شب
كه نه در باديه ی خارمغيلان بودم
زنده مي كرد مرا دم به دم اميد وصال
ورنه دور از نظرت كشته هجران بودم
به تولاي تو در آتش محنت چو خليل
گوييا در چمن لاله و ريحان بودم
تا مگر يك نفسم بوي تو آرد دم صبح
همه شب منتظر مرغ سحر خوان بودم
سعدي از جور فراقت همه روز اين مي گفت

عهد بشكستي و من بر سر پيمان بودم


برچسب‌ها: آمدي وه كه چه مشتاق و پريشان بودم, شعرهای عاشقانه, شعر کوتاه عاشقانه, متن ترانه عاشقانه
پنجشنبه دوازدهم خرداد 1390 | 6:19 بعد از ظهر | ميلاد |


سلام به همه دوستای خوبم امید وارم حالتون خوب باشه و موفق باشید برا همتون

آرزوی موفقیت می کنم

نظر یادتون نره



متن ترانه عاشقانه(فاصله)

یه آواز بی صدا
از پشت کوه سیاه
به سنگینیه غروب
به پوچی قصه هااا

به تلخیه تنهایی

به این شبای دوری
مونده درد فاصله
بین دوتا دست ماااا
تنها تو شبای سرد
مونده، این قلب پر درد

به جاده انتظار

مونده دو چشم امید
رو سادگیه بهار
میباره برف سفیییید

تنها تو شبای سرد

مونده، این قلب پر درد

در دشت باور

در کلبۀ خیال
نگام رو به در
تا تو پیشم بیاااای



برچسب‌ها: متن ترانه عاشقانه, فاصله, متن ترانه فاصله, متن ترانه, شعرعاشقانه, شعرهای عشقی
جمعه بیست و سوم اردیبهشت 1390 | 5:28 بعد از ظهر | ميلاد |



سلام به همه دوستای خوبم امید وارم خوب باشید و حاله همتون خوب باشه

شعر عاشقانه



متن ترانه عاشقانه( خواننده محمد رضا عیوضی)

تو صداي گريه هامي توي فرياد شبونه
رفتني شكل يه پرواز از تو مونده اين نشونه
مثل غربت مي موني تو، تو يه انتظار خسته
مثل پاييز كه رو چشمام دراي بهارو بسته
عكس بي قاب نگاهم تو دل آينه مرده
قلب آيينه شكسته من و از ياد تو برده
شب پاشيدن از خود شب از گريه شكستن
وقت بيداد يه فرياد شب خالي تو با من



برچسب‌ها: متن ترانه عاشقانه, خواننده محمد رضا عیوضی, متن ترانه, ترانه و شعر عاشقانه, شعر های عاشقانه, شعر عاشقانه, شعرعاشقی
جمعه بیست و سوم اردیبهشت 1390 | 11:14 قبل از ظهر | ميلاد |

سلام به همه دوستای خوبم اینم یه شعر کوتاه عاشقانه تقدیم به همتون امید وارم خوشتون بیاد



   سکوت قبر

کی میگه خاک تو سرده کی گفته رفتی از یادم

میونه این سکوته قبر یه دنیا دادو فریادم

نه خوابم میبره هر شب نه دستات یاده من میره

برای گفتن حرفام میدونم یکمی دیره

تو اونجا زیره مشتی خاک من اینجا گوشه ی دیوار

تو آرومی ولی این بار منم تو حسرت دیدار
                                         

                                    شاعر:میثم صنعتی



برچسب‌ها: شاعر میثم صنعتی, شعر کوتاه عاشقانه, سکوت قبر, کی میگه خاک تو سرده کی گفته رفتی از یادم, شعر های کوتاه
جمعه نهم اردیبهشت 1390 | 12:15 بعد از ظهر | ميلاد |

سلام به همه دوستای خوبم برا همتون آرزوی موفقیت دارم

یکی از کاربرای وب یه شعر کوتاه عاشقانه فرستاده

این شعرو میذارم تو وب امید وارم خوشتون بیادش





شعر ارسالی از کاربر خوبمون اهورا


یادمان باشد از امروز خطایی نکنیم
گر که در خویش شکستیم صدایی نکنیم
پر پروانه شکستن هنر انسان نیست
گر شکستیم ز غفلت من و مایی نکنیم
یادمان باشد اگر شاخه گلی را چیدیم
وقت پرپر شدنش ساز و نوایی نکنیم
یادمان باشد اگر خاطرمان تنها ماند
طلب عشق ز هر بی سرو پایی نکنیم.
موفق باشید...


برچسب‌ها: شعر کوتاه عاشقانه, یادمان باشد از امروز خطایی نکنیم, شعرهای کوتاه, شعر کوتاه, اشعار کوتاه, شعر عاشقانه
جمعه دوم اردیبهشت 1390 | 6:8 بعد از ظهر | ميلاد |

سلام به همه دوستای خوبم خوب هستین ؟؟؟

اینم یه شعر کوتاه عاشقانه تقدیم به همتون




گفتم به دلی پرواز گرچه بال نداری

گفتا مددی کن که خودت حال نداری

گفتم دل خسته تو برو قصد سفر کن

گفتا تو چه پرتی خبر از مرد کهن سال نداری

                                  رضا نیرمی



برچسب‌ها: اشعار کوتاه عاشقانه, شعر کوتاه زیبا, شعر های کوتاه عاشقانه, شعر عاشقی, شعر عشق
چهارشنبه سی و یکم فروردین 1390 | 2:10 قبل از ظهر | ميلاد |

سلام به همه دوستای خوبم امیدوارم حالتون خوب

باشه

یه شعر کوتاه عاشقانه تقدیم به همتوم




آتشی در دلم افروخت و رفت

بی مروت جگرم سوخت و رفت

آننان محو نگاهش بودم

که به دندان لب من دوخت و رفت

آنکه می گفت مرا مونس جان

اسب عشق از بره من تاخت و رفت

                                   مریم راد


برچسب‌ها: شعر کوتاه عاشقانه, اشعار کوتاه, شعر کوتاه, شعر قشنگ کوتاه, شعر عاشقانه
چهارشنبه سی و یکم فروردین 1390 | 2:0 قبل از ظهر | ميلاد |

سلام به همه دوستای خوبم خسته نباید ممنون از همتون با نظرای خوبتون

چندتا شعر کوتاه عاشقانه تقدیم به همتون امید وارم خوشتون بیاد و نظر بدین

اشعار کوتاه عاشقانه

 

 

 

 

 

 

چندی است که بیماره وفایت شده ام          

 در بستر عشق و چشم به راحت شده ام

این را تو بدان اگر بمیرم روزی               

مسئول تویی که من فدایت شده ام

فاش می گویم و از گفته خود دلشادم         

 چه کنم یاد نداد حرف دگر استادم

................

گل یخ در زمستان تو هستم

اسیر نازه چشمان تو هستم

مرا پرپر مکن با بی وفایی

که من مشتاق دیدار تو هستم

از دوست چه میماند از آیینه فردا

جز حرف دل انگیزش.جز خاطره ای زیبا

..................

امشب شب آخریه که مزاحمت میشم

خورشید فردا ماله تو ببخش که عاشقت شدم

بدرقه لازم ندارم میرم ای عزیزترین

نزار بمونه زیره پا قلبمو بردار از زمین

دوست دارم برای تو فقط یه حرف ساده بود

غافل از اینکه دل من منتظر اشاره بود

.....................

 ای دل سوزانده  سامانم کو ؟

ای کالبد تهی شده جانم کو؟

امروز که از همیشه مشتاق ترم

ای خانه ی سوتو کور مهمانم کو

 نسبت به تو حس بی میلی دارم

من ناز نمیخرم شما هم نفروش

چون عاشق کشته مرده خیلی دارم


برچسب‌ها: اشعار کوتاه, شعر کوتاه عاشقی, شعر های کوتاه دوست داشتنی, شعر کوتاه, شعر عاشقانه
چهارشنبه بیست و چهارم فروردین 1390 | 12:55 بعد از ظهر | ميلاد |

سلام خسته نباشید دوستای خوبم امید وارم حالتون خوب باشه

براتون چند تا اس ام اس عاشقانه میذارم امید وارم خوشتون بیاد




قانون تو تنهایی من است

و تنهایی من قانون عشق

و عشق ارمغان دلدادگیست

و این سرنوشت تنهاییست

-----------------------------------

به آسمون سپردم چشم از تو برنداره

مواظب تو باشه سرت بلا نیاره

تا تو نخوای نباره دلت گرفت بباره

همیشه باتو باشه تورو تنها نذاره

--------------------------------------

تو نبودی دل به دل راهی نداشت

از خیال عشق آگاهی نداشت

تو نباشی تا قیامت بیکسم

در تمام زندگیم دلواپسم

------------------------



برچسب‌ها: اس ام اس عاشقی, پیامک عاشقانه, شعرکوتاه عاشقانه, شعرکوتاه برای اس ام اس, به آسمون سپردم چشم از تو برنداره
دوشنبه بیست و دوم فروردین 1390 | 11:18 قبل از ظهر | ميلاد |

سلام خوب به همگی یه شعر کوتاه عاشقانه

براتون حاضر کردم امید وارم خوشتون بیادش




هر که آید گوید:
   گریه کن، تسکین است
      گریه آرام دل غمگین است

چند سالی است که من می گریم
در پی تسکینم

ولی ای کاش کسی می دانست
چند دریا
بین ما فاصله است
 من و آرام دل غمگینم


برچسب‌ها: شعر کوتاه هر که آید گوید, شعر کوته, شعر کوتاه عاشقانه, شعرهای کوتاه, شعر و شاعری
یکشنبه بیست و یکم فروردین 1390 | 9:32 بعد از ظهر | ميلاد |

سلام به همه دوستای خوبم خسته نباشید

باتوجه به نظر سنجی وب اکثرا شعر کوتاه عاشقانه دوست دارند

چشم سعی می کنم اشعار کوتاه بیشتر استفاده کنم

 



 یه شعر کوتاه جالب


                  هرکی تورو ازم گرفت الهی بیچاره بشه

                                       روزه قیامت که رسید مجرم و آواره بشه

                  به آب آتیش میزنم فکرت نمیره از سرم

                                            می خوام فراموشت کنم

                         اما بازم عاشق ترم

                            طفلی دل عاشق من نشد تورو نگه داره

                            فقط یادم میاد نوشت چشماتو خیلی دوست داره




برچسب‌ها: شعر کوتاه جالب, شعر عاشقانه کوتاه, شعرهای کوتاه, شعر عاشقی, شعرعاشقانه, شعر عاشقانه
یکشنبه بیست و یکم فروردین 1390 | 9:17 بعد از ظهر | ميلاد |

سلام خسته نباشید دوستای خوبم ببخشید این مدت مسافرت بودم

برگشتم از بد اقبالیم مودم قطع بود امروز دیگه درستش کردم




امیدوارم خوشتون بیادش



درتلاطم زمان نمی دانم کدام طوفان لحظه ای توراآورد
آن طوفان پرستیدنی ست
امانفهمیم کدام موج توراباخودبرد
دیگربرای من سهمی ندارددریانگاه تورابرد
خدامیداندکه چه رنگی به من داده بود
آرام شده بودم خالی ازوسعت اندیشه تو
سپردم به بادکه بیاوردطوفان باردیگرتورا
جوابم این بود:
تودیگرسهمی ازاین دریانداری
رفتنی بروسپردم به بادکه بیاوردطوفان باردیگرتورا



برچسب‌ها: شعر کوتاه عاشقانه, اشعار کوتاه, شعر کوتاه, شعر قشنگ کوتاه, شعر عاشقانه
دوشنبه پانزدهم فروردین 1390 | 7:52 بعد از ظهر | ميلاد |

سلام به همه دوستاي خودم اميد وارم حالتون خوب باشه
پيشاپيش عيد نوروز 1390 به همتون تبريك ميگم
از چت روم وب خوشتون اومد ؟ استفاده كردين ؟
يكمي سادست ولي خوب خوبه جالبه سرعتش خوبه
چند وقتي ميشه از شعراي خودم تو وب نذاشتم
حالا يه شعر حاضر كردم براتون

منتظر پيشنهاداتونم



   غصه هاي بعد اون


وقتي غصم ميگيره دلم مي خواد بميرم


يا اين كه توي دستام دستاتو باز بگيرم


زندگي بود چه نامرد تورو ازم جدا كرد


فهميد كه عاشقم من ديگه منو رها كرد


وقتي بردش آسمون ديگه اميد نداشتم


تو قاب عكس قلبم عكسشو جا گذاشتم


ديگه توي اين روزا بدجوري كم آوردم


جاي نگاه و حرفاش غصه و غم آوردم


براي چي بمونم يا واسه كي بخونم؟


بهتره زودتر برم ديگه تنها نمونم


                                                 ميلاد جانمحمدي


برچسب‌ها: میلاد جانمحمدی, شعر های میلاد جانمحمدی, شعری از میلاد جانمحمدی, شعر عاشقونه
جمعه بیست و هفتم اسفند 1389 | 0:3 قبل از ظهر | ميلاد |

سلام به همه دوستاي خوبم خسته نباشيد يه سري شعر براتون حاظر كردم بخاطر عيد

اميد وارم خوشتون بياد و استفاده كنيد منتظر انتقادات و پيشنهاداتونم


 

 

        سال عشق

 

وقتي كه سال عشق تحويل مي شود

        در من هر آنچه غير غير تو تعطيل مي شود

يكباره با نگاه تو شيطان بد سرشت

                     تغيير چهره داد و جبريل مي شود

با هر جوانه اي كه دل عشق مي زند

                  يك سوره از نگاه تو ترتيل مي شود

از شهر دل بريده و برنو به دست مرد

                      از نو سوار غيرتي ايل مي شود

ساعت حدود بغض و سكوت است انتظار

               با گريه سال عشق تو تحويل مي شود

                                        زنبق سليمان نژاد (ايلام)

 

 

 

 

 

 

 

                     نسيم و گل

 

آمده ام بازتاي بهار ببينم

                                 محو تماشا برابرت بشينم

گاه چو برقي به خرمن تو در افتم

                        گاه چو نسيمي گلت ز شاخه بچينم

غارتي بوسه بوده ام من و ديريست

                         كان گل سرخ درشت را به كمينم

چشم بو توفان عشق داده – تو ايني

                     عاشق توفان چشم دوست – من اينم

تا نظرم از همه بلندترين اين است

                        من چه كنم كز همه تورا نگزينم؟

داو نخستين به نقد جان زده ام من

                          عاشقم آري من و پاك باز ترينم

در سفر انقراض سلسله عشق

                                 از جرس خسته. باز پسينم

                    

                                             زنده ياد حسين منزوي



شعر براي نوروز 90 شعر سال نو شعر عاشقانه شعر براي عيد نوروز

شعر براي عيد نوروز 1390


برچسب‌ها: زنده ياد حسين منزوي نسيم و گل, شعر برای عید نوروز, زنبق سليمان نژاد, ايلام, سال عشق, شعر برای نوروز
یکشنبه بیست و دوم اسفند 1389 | 11:39 بعد از ظهر | ميلاد |

سلام به همه دوستاي خوبم چندتا شعر كوتاه دوست داشتني تقديم مي كنم به همتون

اميد وارم خوشتون بياد لطفا تو نظر سنجي وب شركت كنيد تا روز به روز

وب بهتر بشه شما ام بهتر از وب بهره ببريد

يه چت روم درست كردم گزاشتم تو وب اگه خوشتون اومد تو نظرات بگيد پاكش نكنم


 

 

 

روزگار عشق و روزيها گذشت

مرغ بخت ما از اين صحرا گذشت

آن صفاي خنده ها از لب گريخت

آن بهار عشق بي پروا گذشت

آدمي در رنج و غربت رنگ باخت

بس كه تنها آمد تنها گذشت

خاطرم اصلا روي آرامش نديد

عمر ما چون موج بر دريا گذشت

در سخن بودم شبي با آينه

گفتم آن خنده مستي بخش كو؟

گفت خوابي بود چون رويا گذشت

-------------------------------------

گفتي كه مرا دوست نداري گله اي نيست

بين من و عشق تو ولي فاصله اي نيست

گفتم كمي صبر كن و گوش كن به من

گفتي كه بايد بروم حوصله اي نيست

پرواز عجب عادت خوبيه ولي حيف تو رفتي

و دگر اثر از چلچله اي نيست

گفتي كه كمي فكر خودم باشم و آن وقت

رفتي خدا باشد پشت پناهت به سلامت

بگذار بسوزد دل من مسئله اي نيست

---------------------------------

يادت اي دوست بخير

بهترينم خوبي؟

خبري نيست ز تو ؟

دل من مي خواهد

كه بدوني بي تو

 كه دلم اندازه دنيا تنگ است

مي سپارم همه زندگيت را به خدا

خود را به كه بسپارم ؟

وقتي كه دلم تنگ است

پيدا نكنم همدل

دل ها همه از سنگ است

گويا كه در اين والي

از عشق نشاني نيست

گر هست يكي عاشق

آلوده به صد رنگ است

------------------------


برچسب‌ها: شعر كوتاه عاشقانه, اشعار كوتاه عاشقانه, شعر کوتاه, شعر زیبا, شعر عاشقانه
چهارشنبه هجدهم اسفند 1389 | 4:19 بعد از ظهر | ميلاد |




اينم يه شعر از کاربره خوبمون شادي 


درجواب پسرتنهایی در شعر همه چیز ارزان شده است


ای تویی که از ارزنی عشق دم میزنی 

عشق هست عاشق نیست

مردنیست

تن عریان حاصل بی غیرتی آدم هاست

و دروغ از همه چیز ارزان تر؟

نه 

از همه ارزان تر غیرت آدم هاست

قیمت انسان ها کم شده است!

علت نامردیست

علتش بی مهریست


برچسب‌ها: شعر كوتاه عاشقانه, اشعار كوتاه عاشقانه, شعر کوتاه, شعر زیبا, شعر عاشقانه
پنجشنبه بیست و هشتم بهمن 1389 | 0:30 قبل از ظهر | ميلاد |

سلام به همه دوستاي خوبم بعد چند وقت برگشتم از سفر شرمنده همتون يكم دير شدش

اميد وارم ناراحت نشده باشين

بابته نظراي قشنگتون متشكرم

ريماجان حتما دارم آماده مي كنم شعر جديدمو حتما مي زارم تو وب


 

 

چه کسی می گوید که گرانی شده است؟
دوره ارزانیست !
دل روبودن ارزان،دل شکستن ارزان،دوستی ارزان است.
دشمنی ها ارزان،چه شرافت ارزان!
تن عریان ارزان،آبرو قیمت یک تکه نان،
و دروغ ازهمه چیز ارزان تر،
قیمت عشق چقدر کم شده است،
کمتر از آب روان،
و چه تخفیف بزرگی خورده،
قیمت هر انسان

 

شعر ارسالي از كاربري به اسم پسر تنهايي

 

 

 

خداكندكه بيايد مسافري که نيامد وكوچه كوچه بنازم به عابري كه نيامد
دوباره مثل گذشته تمام فاصله هارا غزل غزل بنويسم به شاعري كه نيامد
هميشه غربت اينجافقط نصيب دل من نیست شريك غربت من كومهاجري كه نيامد
شكست بغض غرورم در انتظار عزيزي دعا كنيد بيايدمسافري كه نيامد

 

شعر ارسالي از كاربري به اسم پسر تنهايي

 

 

 

اي عزيز جان من!
من براي مرگ خود يك بهانه ميخواهم
يك بهانه پوچ عاشقانه ميخواهم
از غمي كه ميداني باتو بودنم مرگ است بي تو بودنم هرگز
گر بهانه اين باشد من بهانه ميگيرم عاشقانه ميميرم

 

شعر ارسالي از پوري


برچسب‌ها: شعر كوتاه عاشقانه, اشعار كوتاه عاشقانه, شعر کوتاه, شعر زیبا, شعر عاشقانه
دوشنبه یازدهم بهمن 1389 | 0:51 قبل از ظهر | ميلاد |

سلام ممنون از نظرای قشنگتون 



اینم شعر ارسالی از یکی از دوستای خوبمون



خوب رویان جهان رحم ندارد دلشان

بایدازجان گذردهرکه شودعاشقشان

روزاول که خداساخت سرشت وگلشان

سنگی اندرگلشان بود همان شددلشان




برچسب‌ها: شعر عاشقانه, شعر نو, شعرهای عاشقانه, شعرعاشقانه, عشق و عاشقی
سه شنبه بیست و هشتم دی 1389 | 11:40 بعد از ظهر | ميلاد |

سلام خسته نباشین یه شعر ارسالی عاشقانه جالب از یکی از دوستای خوبمون به اسم جعفر نوع خواه

میزارم براتون امید وارم خوشتون بیادش.



یادم باشد حرفی نزنم که به کسی بر بخورد .

نگاهی نکنم که دل کسی بلرزد .

یادم باشد که روز و روزگار خوش است ،

وتنها دل ما دل نیست .

یادم باشد از چشمه درسِِ خروش بگیرم ،

و از آسمان درسِ پـاک زیستن .

یادم باشد سنگ خیلی تنهاست ...

یادم باشد باید با سنگ هم لطیف رفتار کنم مبادا دل تنگش بشکند .

یادم باشد برای درس گرفتن و درس دادن به دنیا آمده ام ... نه برای تکرار اشتباهات گذشتگان .

یادم باشد زندگی را دوست دارم .

                                                                          شعر ارسالی توسط :  جعفر نوع خواه


برچسب‌ها: شعر زیبای عاشقانه, شعرهای عاشقانه, شعر عاشقانه, شعر زیبا و عاشقانه, شعرعاشقانه
یکشنبه بیست و ششم دی 1389 | 10:55 بعد از ظهر | ميلاد |

سلام خسته نباشید اگر عکسی باز نمیشه روش راست کیلیک کرده

و reload image

یا show image

رو بزنید



دل بر سر سایه گل بستن عشق است

در رخ غم عشق دیدن عشق است

دست در دست باد تا ناکجاآباد

در گذرگاه درد در بوی گل ,شکفتن ,عشق است



----------------------------------------------



من دلم تنگ کسیست که به دلتنگی من می خندد

باور عشق برایش سخت است ...

ای خدا باز به یاری نسیم سحری

می شود آیا باز دل به دل نازک من بربندد



شعر عاشقانه                                                  شعر عاشقانه

 


برچسب‌ها: شعر كوتاه عاشقانه, اشعار كوتاه عاشقانه, شعر کوتاه, شعر زیبا, شعر عاشقانه
جمعه بیست و چهارم دی 1389 | 11:46 بعد از ظهر | ميلاد |

سلام برگشتم عزیزان با یه شعر کوتاه وجالب از خودم دوستون دارم

شعر از خودم تقدیم به شما دوستانه عزیز


دلم میخواد صدات کنم

تو آسمون عشق من پر بزنی نگات کنم

دلم میخواد جونو تنو فدای خنده هات کنم

من بشینم رو به روتو سیر ببینم نگات کنم

دلم میخواد از عشق تو سبد سد گل بچینم

از از اون نگاهه خوشگلت بد جوری من جون میگیرم


شاعر : میلاد جانمحمدی

 -----------------------------------------------------------------------------

اینم دو تا عکس از دفتر خاطراتم تقدیم به شما دوستانه خوبم


 


برچسب‌ها: میلاد جانمحمدی, شعر های میلاد جانمحمدی, شعری از میلاد جانمحمدی, sher milad janmohammadi, شعر عاشقانه
جمعه بیست و یکم آبان 1389 | 3:27 قبل از ظهر | ميلاد |

تموم خاطراتت یادم میاد

یاد اون روز که دلت میگفت منو میخواد

اگه تو نمونی پیشم دیونه میشم

آخه من چی کار کنم تو بمونی پیشم

فکر تو یه لحظه از سرم نمیره

من میگم میمونی اما دل میگه میره

نزار تا قصه مون این جوری تموم بشه

میدونم تو میری مهرم حروم میشه

بگو حرفت چیه ؛ آخه دردت چیه

تازه اول راهیم ، خداحافظی چیه

می دونستم میری و تنهام میزاری

تو که از حال دلم خبر نداری

می دونستم آخرش این جوری میشه

یکی مون تنها میمونه واسه همیشه


برچسب‌ها: شعر عاشقت بودم یادت میاد, شعر عاشقانه, شعر عاشقونه, شعر عشق و عاشقی, شعر زیبای عاشقانه
شنبه بیست و یکم اردیبهشت 1387 | 8:54 بعد از ظهر | ميلاد |

میگویم : سلام
کسی جواب نمی دهد
پس خدا نگه دار می گویم  
شاید از سر اتفاق
کسی دست هایش تکان بخورد
--------------------


گر از عشق ميشه قصه نوشت ميشه از عشق تو گفت...
ميشه از عشق تو مرد و ديگه از دست همه راحت شد..
آره از عشق تو ديونگي هم عالميه...
==================

عشق تو به تار و پود جانم بسته است
بي روي تو درهاي جهانم بسته است
از دست تو خواهم كه برآرم فرياد
در پيش نگاه تو زبانم بسته است
---------------------------
عشق تو به تار و پود جانم بسته است
بي روي تو درهاي جهانم بسته است
از دست تو خواهم كه برآرم فرياد
در پيش نگاه تو زبانم بسته است
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
و من برگ بودم كه توفان گرفت و ديدم كه اين قصه پايان گرفت
بهار تو آمد به ديدار من و آخر مرا از زمستان گرفت
كوير تنت را به باران زدند تن آسمان از عطش جان گرفت
تو مي رفتي و چشم من چشمه بود و من خيس بودم كه باران گرفت
عجب بارشي بود بر جان من كه چون رودي از عشق جريان گرفت
هواي تو بود و خيال تو بود كه دست مرا در خيابان گرفت
حقيقت همين است اي نازنين كه چشمت غزل داد و ايمان گرفت
تو و كوچه و آن زمستان سرد و من برگ بودم كه توفان گرفت
======================

برچسب‌ها: عکس عاشقانه, شعرعاشقانه, شعر عاشقانه, شعر کوتاه عاشقانه, شعر عشق و عاشقی
پنجشنبه دوازدهم اردیبهشت 1387 | 3:5 بعد از ظهر | ميلاد |

اَگه بي وفـا بشي ،رفيق نيمه راه بشي ،با کـَسي آشنا بشي ،ميميرم
اَگه منو جا بذاري ،رو دلم پا بذاري ،بري تـَکو تنها بذاري ،ميميرم
تو منو خار نکـُن ،منو بيمار نکـُن ،عاشق ديوونهَ تو اينهمه آزار نکـُن
گِله بسيار نکـُن ،شَبَمو تار نکـُن ،جملهء مي خوام بـِرَم روديگه تکرار نکـُن
اَگه بي وفا بشي ،رفيق نيمه راه بشي ،با کـَسي آشنا بشي ،ميميرم
اَگه منو جا بذاري ،رو دلم پا بذاري ،بري تـَکو تنها بذاري ،ميميرم

شبی تاریک و پر از سکوت در اتاقم تنهاتر از همیشه... ناامید از فردایی روشن... بازم نقش چشمات در خیالم... تنها جایی که با همه بی قراریهام احساس آرامش میکنم... خاطرات با تو بودن در حال رفت وآمد در ذهنم هستن... هنوز چشم به راهتم دیونه... آخه چرا این نفسام تلخه واسم؟ ای کاش زودتر از موعود مقررم فرشته مرگ مرا به کام خویش می گرفت و این روح خسته را به آسمونا میبرد

هر جا که باشه دیگه بدتر از این جا که نیست... شاید این جوری یک بار بمیرم... ولی الان همه لحظاتم شده مردن و زنده شدن... بذار حداقل یک کم از قصه عشقمون بگم تا شاید خوابم ببره... یکی بود یکی نبود غیر خدا هیچکی نبود یکی عاشقی بود که یک معبودی داشت... عاشقه دل خوش به وجود معبودش بود و پرستش اون بالاترین عبادتش بود... نمیدونست که یک روز الهه اش میره دنبال سرنوشتش و اونو تنها میزاره

 و هیچی جز یادش براش یادگاری نمیزاره... نشنیدم چی گفتی: یک کم تندتر بگو: چی! روزهای شاد هم داشتیم! خوبه! ولی میدونی چیه: این حرفتم باور میکنم آره روزهای شاد هم داشتیم ولی این قدر روزای غمگین داشتیم که شادیهای کوچیکمون لا به لای دریای غمها گم شدن

دیگه بسه تو قفسی که این دنیا واسمون ساخته زندگی کردن... دیگه بسه غصه خوردن... دیگه بسه چشم به راه بودن برای تو... تو رفتی منم رفتنیم با این تفاوت که تو به سوی آینده ات رفتی... ولی من هنوز تو گذشته جا موندم... دیگه پاهایم یاری رفتن بهم نمیدن... دیگه بالهایی که با آرزوهای محالمون واسم مهیا کرده بودی گشوده نمی شوند... می خوام برم از این دیار... تو میگی کجا برم؟ هر جا که برم خیالت ولم نمیکنه... نیستی که ببینی دیگه هم زندگیم شده رویای شیرین تو... آخه با انصاف به منم حق بده... منم دلم می خواست همیشه با تو باشم... ولی به چشم

 خودت دیدی که نشد...! پس به خاطر من اگه هنوزم دوستم داری در مسیر سرنوشتت حرکت کن... بیشتر از این به خودت عذاب نده... ازت خواهش میکنم اگه هنوز فراموشم نکردی... سخته بگم:   ولی میگم: من حقیر را از یادت ببر... اگه دوستم داری نذار بیشتر از این قربانی بشیم

اگه چشمات من و میخواست

                         تو نگاه تو میمردم

اگه دستات مال من بود

                         جون به دستات میسپردم

اگه اسممو میخوندی

                         دیگه از یاد نمیبردم

اگه با من تو میموندی

                          همه دنیا رو میبردم

خیلی سخته خیلی سخته از عشق یه نفر بسوزی اما نتونی بهش بگی خیلی سخته یه مدت با یکی باشی به خیال اینکه دوست داره اما بعد بفهمی اینا همش ساخته ذهن خودت بوده و اصلا از اول عشقی وجود نداشته اون موقع است که می شکنی نمی دونی چی کار کنی از یه طرف دلت پیش اونه از یه طرف می دونی که دوست نداره مجبوری به اون فکر نکنی چی کار می کنی اون موقع است که یاد این شعر می افتی

اونی که یه وقتی تنها کسم بود
تنها پناه دل بی کسم بود
تنهام گذاشت رفت
رفت از کنارم
از درد دوریش من بی قرارم
خیال می کردم پیشم می مونه
ترانه ی عشق واسم می خونه
خیال می کردم یه هم زبونه
نمی دونستم نامهربونه
با اینکه رفته اما هنوزم
از داغ عشقش دارم می سوزم
فکر وخیالش همش باهامه
هر جا که می رم جلو چشامه
دلم می خواد تا دووم بیارم
رو درد دوریش مرهم بزارم
اما نمی شه راهی ندارم
نمی تونم من طاقت بیارم

 


برچسب‌ها: شعر كوتاه عاشقانه, اشعار كوتاه عاشقانه, شعر کوتاه, شعر زیبا, شعر عاشقانه
چهارشنبه چهارم اردیبهشت 1387 | 3:35 بعد از ظهر | ميلاد |

دلت شاد لبت خندان بماند

                         برایت عمر جاویدان بماند

خدا را میدهم سوگند بر عشق

                         هر آنخواهی برایت بماند

بپایت ثروتی افزون بریزد

                که چشم دشمنت حیران بماند

تنت سالم سرایت سبزه باشد

                       برایت زندگی آسان بماند

تمام فصل سالت عید باشد

                      چراغ خانه ات تابان باشد

برچسب‌ها: شعر عاشقانه, شعرعاشقانه, شعر نو, شعر زیبای عاشقانه, شعر تبریک سال نو
یکشنبه هجدهم فروردین 1387 | 4:52 بعد از ظهر | ميلاد |

عاشق نشودی ای عاشقان
 
 
عاشق مشوید اگر توانید

تا در غم عاشقی نمانید

این عشق به اختیار نبود

دانم که همین قدر بدانید

هرگز مبرید نام عاشق

تا دفتر عشق بر نخوانید

آب رخ عاشقان مریزید

تا آب ز چشم خود نرانید

معشوقه وفا به کس نجوید

هر چند ز دیده خون چکانید

اینست رضای او که اکنون

بر روی زمین یکی نمانید

اینست سخن که گفته آمد

گر نیست درست بر مخوانید

بسیار جفا کشید آخر

او را به مراد او رسانید

اینست نصیحت سنایی

عاشق مشوید اگر توانید


برچسب‌ها: شعر عاشقانه, شعر نو, شعرعاشقانه, شعر های زیبای عاشقانه, شعر
چهارشنبه بیست و نهم اسفند 1386 | 7:59 بعد از ظهر | ميلاد |

تنهايی را دوست دارم

زيرا بی وفا نيست

تنهايی را دوست دارم

زيرا عشق دروغی در آن نيست

تنهايی را دوست دام

زيرا تجربه کردم

تنهايی را دوست دارم

زيرا خداوند هم تنهاست

تنهايی را دوست دارم

زيرا....

در کلبه تنهايی هايم

در انتظار خواهم گريست

و انتظار کشيدنم را

پنهان خواهم کرد
برچسب‌ها: شعر تنهایی, شعرتنهایی, اشعارتنهایی, شعرعاشقانه, شعر عاشقانه
شنبه بیست و پنجم اسفند 1386 | 10:57 قبل از ظهر | ميلاد |


عشق یعنی تنها باشی و یک تکیه گاه

او که  چشمش آسمان باشد و چشمانت زمین

                                                        آسمانی بودنت باشد همین

                         چون کویری تشنه باشی بی قرار

                         که گویی هردم آسمان بر من ببار

عشق یعنی حسرت پنهان دل

زندگی در گوشه ویرانه دل

عشق یعنی اینکه همچون سرنهی                       بر پای یک دل داده ای

اینکه موج گردی بی امان بهر دریای غم و اندوه و آه

                             عشق یعنی سایه ای در یک خیال

                                  آرزویی سرکش و گاهی محال

عشق یعنی کوچه ای دور و دراز

با هزاران سختی و شیب و فراز

                            عشق یعنی عطر گل های بهشت

                            عشق یعنی زندگی و سر نوشت


برچسب‌ها: شعر عشق یعنی, عشق یعنی, شعرعاشقانه, شعر, شعر عاشقانه
پنجشنبه بیست و سوم اسفند 1386 | 10:56 بعد از ظهر | ميلاد |


آنکه از درد دل خود به فغانست منم**وآنکه از زندگي خويش به جانست منم
آنکه هر روز دل از مهر بتان بردارد**چون شود روز دگر باز همانست منم
آنکه در حُسن، کنون شهره ي شهر است تويي**و آنکه درعشق تو رسواي جهانست منم
آنکه در صومعه چل سال شب آورد به روز**وين زمان معتکف دير مغانست منم
در غمت گرچه به يک بار پريشان شده دل**آنکه صد بار پريشان پريشان تر از آنست منم
عاشقانت همه نامي و نشاني دارند**آنکه در عشق تو بي نام و نشان است منم
عاقبت همچو«هلالي» شدم افسانه ي دهر**آنکه هر جا سخنش ورد زبانست منم
------------------------------
به دنبال كسي هستم كه با درد آشنا باشد **دلش غمگين خودش ساده كمي از جنس ما باشد
به دنبال كسي هستم كه گر گويم غم خودرا **كه با سوزو غم ودردم به هر جا همنوا باشد
به دنبال كسي هستم كه عشقش واقعي باشد **نه دنياونه زرخواهد نه طالب بر هوي باشد
---------------------------------
در كنج دلم عشق كسي خانه ندارد **كس جاي در اين منزل ويرانه ندارد
دل را به كف هر كه دهم باز پس آرد**كس تاب نگهداري ديوانه ندارد
-----------------------------
پري بودي وبا من راز کردي ***به ناز و عشوه عشق آغاز کردي
مرا آواز دادي " چون رسيدم***کبوتر گشتي وپروازکردي


برچسب‌ها: شعر عاشقونه, شعرکوتاه عاشقانه, شعرعاشقانه, شعر, شعرهای عاشقانه
چهارشنبه بیست و دوم اسفند 1386 | 10:39 بعد از ظهر | ميلاد |

 

پنجره هاي قلبت رو وا بکن


روشني صبحـو تماشا بکن


گلايه ها رو خط بزن عزيزم


اگه بدم تو اون حاشـا بکن


        *******


مدادو ور دار و يــه دريــا بکش


عکس چشامو با يه رويا بکش


بال نسيـــم روي ابـــرها بکش


يه حس خوبو واسه فردا بکش


        *******


محبتـــو با رنگ آبـــــي بـــکش


يه کـــوچه با گــل اقاقي بکش


با حس پاکت تــوي دفتر عشق


يه نقشي از عشق خدايي بکش


        *******


برچسب‌ها: شعر شادی, شعرعاشقانه, شعر زیبای جالب, شعر نو, شعر
جمعه هفدهم اسفند 1386 | 8:31 بعد از ظهر | ميلاد |

سلام به همه دوستای خوبم خسته نباشید

برا همتون آرزوی موفقیت دارم با نظراتتون منو خوشحال کنید

شعرای خودتونو برام بفرستید تا تو وب استفاده کنم و با اسم خودتون درج کنم



در نگاه ات همه ی مهربانی هاست:

قاصدی که زندگی را خبر می دهد.

و در سکوت ات همه ی صداها:

فریادی که بودن را تجربه می کند.

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

کوه با نخستین سنگ ها آغاز می شود

و انسان با نخستین درد.

در من زندانی ستمگری بود

که به آواز زنجیرش خو نمی کرد-

من با نخستین نگاه تو آغاز شدم.

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

تو که ای؟ سرو آزاده ی من

نور چشم خدا داده من

چشم تو، جام من، باده ی من

تو امیدم، توانم، بقایم.

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

سالها دل بمهر تو بستم

پشت خود را ز غمها شکستم

نیمه شبها براهت نشستم

تا شود از تو روشن سرایم .

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

چون روی بامدادان ز پیشم

غمزده، خسته جان، دلپریشم

بی خبر از دل و جان خویشم

همدم غم، اسیر بلایم .

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

تا که شب سوی من باز گردی

بادل خسته همراز گردی

همدم جان ناساز گردی

بر فلک هست، دست دعایم .

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

من ز دنیا، تو را برگزیدم

رنج بی حد بپایت کشیدم

تا شود سبز، باغ امیدم ـ

جان ز تن رفت و نیرو ز پایم .

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

زندگی بی تو، شوری ندارد

بی تو جانم سروری ندارد

چشم من بی تو نوری ندارد

ای جمال تو نور و ضیایم .

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

یادم آید یکی نیمه شب بود

در تن و جان تو سوز تب بود

جان من زین مصیبت بلب بود

شاهدم گریه ها یهایم .

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

بی خبر بودی از زاری من

غافل از رنج بیداری من

فارغ از درد و غمخواری من

و آنهمه ندبه و ناله هایم .

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

بودی آن عهدها خاکبیزان

میخرامیدی افتان و خیزان

من بدنبال تو اشکریزان

تا که در پای تو سر بسایم

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

بود آن روزگاران، شبانم

نرگسی مست تر از شرابم

سیمگون سینه، چون ماهتابم

رفت از کف جمال و صفایم .

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

بلبل من! نوای تو خواهم

عمر را در هوای تو خواهم

زندگی را برای تو خواهم

تو بپائی اگر من نپایم .

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *





برچسب‌ها: شعر کوتاه عاشقانه, شعر نو, شع عاشقانه, اس ام اس عاشقانه, شعر عشق و عاشقی
یکشنبه دوازدهم اسفند 1386 | 3:28 بعد از ظهر | ميلاد |

يه روز دل تصميم ميگيره سنگ شه تا ديگه عاشق نشه

ميره سنگ ميشه قاطيه سنگا ميشه اونجا هم عاشق يه سنگ ميشه


 -----------------

خنده ادما از دل خوشي نيست گاهي شكستن دل كمتر از ادم كشي نيست

 -----------------

اگر دنيايه ما دنيايه سنگ است بدان سنگيني سنگ هم قشنگ است

 
-------------------
زندگی یعنی چکیدن همچو شمع از گرمی عشق

زندگی یعنی لطافت ٬ گم شدن در نرمی عشق

 
----------------------
دارم هوای  گریه ٬ از  شادی  وصالش

شکر  خدای  رحمن  ٬  از  لطف  بی  مثالش

 اشکم زشورو شوق است ٬ دیگرزغصه ام نیست

غم را  کجا  توان  دید ٬ با  دیدن جمالش

 همای خوش سعادت ٬ بر  شانه ام  نشسته

از شکر این پرنده ٬ بوسم من هر دو بالش

 یارم چه هدیه خواهد ٬ جانم که قابلی نیست

قربان  روی ماهش  ٬  قربان  خط  و خالش

 از عشق می نویسم ٬ چون او ز عشق گوید

لطف  است  و مهربانی  ٬  مصداق هر کلامش

 گر خواهشی نماید ٬ با جان و  دل پذیرم

من  تا به آخر  عمر  ٬  جانم  کنم  غلامش

 با  بودن  نگارم ٬ شادم   همیشه  اما

دارم  هوای   گریه  ٬  از  شادی  وصالش


برچسب‌ها: شعر عاشقانه, شعر زیبای عاشقانه, شعرعاشقانه, شعر های عاشقانه, اشعار عاشقانه
یکشنبه چهاردهم بهمن 1386 | 9:7 بعد از ظهر | ميلاد |

About
.............................................

دوستان با نظراتتون منو خوشحال کنید

برای رسیدن به
مطلب مورد نظرتون
به قسمت موضوعات وب
سر بزنید
Menu
.............................................
Theme Weblog
.............................................
Design
.............................................
Other
.............................................
-------------------------